
سيد امين ساداتي- هفتمين روز از رقابت هاي جام جهاني آفريقا در حالي پيگيري مي شود که تيم ها بازي اول خود را انجام داده و در انتظار انجام بازي دوم مرحله گروهي هستند. در اين راستا از ساعت 16 و در ورزشگاه کوکاکولا پارک، دو تيم آرژانتين و کره جنوبي به مصاف هم مي روند.
از همين گروه و از ساعت 30/18 در ورزشگاه وودداکوم پارک، دو تيم يونان و نيجريه روياروي هم قرار مي گيرند و از ساعت 23 و در ورزشگاه پيتر موکابا هم تيم هاي فرانسه و مکزيک با هم جدال مي کنند.
آرژانتين- کره جنوبي
اميد آرژانتيني ها به اين است که بسياري از بازيکنان آن ها در ليگ هاي اروپايي بسيار خوب بازي مي کنند و به طور منظم هم گلزني مي کنند. اما مشکل اينجاست که اين ستاره ها در تيم ملي اين گونه نيستند. اين مساله به خصوص در مورد"مسي" صادق است که در تيم ملي هرگز نمايش هايي را که در بارسلونا انجام مي دهد تکرار نمي کند. بازي با نيجريه هم مصداق همين اعتقاد بود. ديدار اول آرژانتين مقابل نيجريه نشان داد شاگردان مارادونا با اين روش بازي، شانس زيادي براي حضور در جمع چهار تيم پاياني مرحله نيمه نهايي ندارند. خط دفاع آرژانتين نفوذ پذير نشان داد. خط مياني هم آن صلابت لازم را ندارد. آيا فقط با تکيه بر خلاقيت بازيکنان هجومي مثل مسي، توز و هيگواين مي توان تا فينال رفت؟ آرژانتيني ها البته سه امتياز بازي اول را کسب کرده اند و با اين پشتوانه امروز به مصاف کره جنوبي مي روند، کره اي که براي آسيا آبرو خريده است و توانست در بازي اول دو بر صفر از سد يونان قهرمان اروپا در سال 2004 بگذرد. کره اي ها که پرافتخارترين تيم آسيا در ادوار جام جهاني هستند در ديدار مقابل يونان يک بازي فکورانه و منطقي را انجام دادند. هوجونگ مو،مربي تيم کره از اسطوره هاي فوتبال اين کشور است. تيم او به خاطر تمرکز بيشتر روي دفاع، سخت مي بازد و بايد گفت کره قطعا توانايي جنگيدن براي به دست آوردن جايگاهي در مرحله حذفي را دارد که اين ناشي از انرژي تيم و ميزان نظم پذيري و کاري است که روي آن شده است.
يونان -نيجريه
يونان در ديدار اول مقابل کره جنوبي دور از انتظار ظاهر شد و به هيچ عنوان نتوانست بازي قابل قبولي در برابر حريف آسيايي خود انجام دهد. البته يوناني ها در اولين حضورشان در جام جهاني 94 آمريکا هم نه تنها در هيچ مسابقه اي پيروز نشدند بلکه هيچ گلي هم نزدند. شاگردان"رهاگل" اولين ديدار خود را به کره واگذار کردند بدون آنکه گلي به ثمر برسانند تا در قدم دوم روياروي نيجريه قرار بگيرند. نيجريه اي که خودش در اولين گام مغلوب آرژانتين شده است. لارس لاگربک که در رساندن سوئد به جام جهاني ناکام بود، اگر در بازي امروز هم نتيجه نگيرد با هجمه اي از انتقادات مواجه خواهد شد. هر چند او امکان ايجاد تغييرات فراوان در ترکيب اوليه تيمش که انگار در جام ملت هاي آفريقا در آنگولا، لنگ مي زد را ندارد. دو تيم يونان و نيجريه امروز با تمام توان روبه روي هم قرار خواهند گرفت.
فرانسه، مکزيک
حرکت سينوسي فرانسه در رقابت هاي جام جهاني نشان مي دهد که آن ها بايد در اين مسابقات خيلي زود حذف شوند و به خانه برگردند. آن ها در جام 98 به لطف ميزباني قهرمان شدند اما در جام جهاني 2002 بدون حتي يک گل زده با جام جهاني وداع کردند اما در عوض در جام جهاني 2006 آلمان که کمتر کسي تصور مي کرد که اين تيم بتواند تا فينال بازي ها پيش بيايد، اين امر محقق شد تا برسيم به جام جهاني 2010 که خبري از اميد و روحيه در اردوي فرانسه نيست. به نظر مي رسد رايمون دومنک، مرد منفور اين روزهاي فوتبال فرانسه کار سختي را پيش رو دارد به ويژه آنکه او در ديدار اول هم متوقف شده است و در بازي دوم هم بايد به مصاف مکزيکي برود که به هر طريق ممکن مي خواهد از مرحله ي گروهي صعود کند. مکزيک در اين تورنمنت با در اختيار داشتن بهترين نسل بازيکنان جوان مکزيک در طول تاريخ فوتبال اين کشور به دنبال جاه طلبي است.

سيد امين ساداتي - در جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي نظارهگر تلاش چهار سالهي 32 تيم برگزيدهي جهان خواهيم بود. 32 تيمي که پس از پشت سرگذاشتن ديدارهاي مقدماتي به ويترين فوتبال دنيا گام ميگذارند تا حاصل برنامهريزيها و تفکرات خود را به دست بياورند، و عصر فردا افتتاحيهي اين رقابتها در ورزشگاه کوکاکوکا پارک بين ميزبان رقابتها يعني آفريقاي جنوبي، و مکزيک برگزار خواهد شد.
آفريقاي جنوبي - مکزيک
هواداران پرشور سلاح اصلي ميزبان براي کسب نتيجه در افتتاحيه جام جهاني هستند. تيم آفريقاي جنوبي در رنکينگ فيفا در رتبهي 90 قرار دارد. اين تيم دو بار در سالهاي 98 و 2002 سابقهي حضور در جام جهاني را دارند و لقب آنها (پسرها) است.
از اوايل دههي 90 ميلادي و با برچيده شدن نظام آپارتايد، آفريقاي جنوبي بار ديگر اجازهي حضور در مسابقات بينالمللي را يافت و دو بار هم به مرحلهي نهايي جام جهاني رسيد. سابقه نشان ميدهد که چندان نميتوان به موفقيتشان اميدوار بود، مگر اينکه حمايت هوادارانشان به آنها انگيزهي دو چنداني هديه کند.
مردي هم که در تلاش است آفريقاي جنوبي را تاريخ ساز کند، کارلوس آلبرتو پريرا است. او قهرمان جام جهاني 94 به همراه برزيل است. اين دومين دورهاي است که او هدايت آفريقاي جنوبي را به عهده گرفته است. مشهورترين بازيکن او هم بني مک کارتي مهاجم بلکبرن است که با تجربه حضور در چند ليگ اروپايي، اميد اول خط حملهي شاگردان آلبرتو به شمار ميرود. هدف او صعود به دور دوم است و ناکامي در اين راه به عنوان ميزبان جام جهاني ميتواند باعث سرخوردگي هواداران اين تيم شود.
اما حريف اول آفريقاييها، مکزيکي است که در رتبهي هفدهم رنکينگ فيفا قرار دارد و 13 بار سابقهي حضور در جام جهاني دارد. لقبشان (سه رنگ) است. مکزيک هميشه يکي از تيمهاي دردسرساز رقابتهاي جام جهاني بوده است. اين تيم بازيکنان باکيفيتي به خصوص در خط مياني دارد و در مجموع رافا مارکز، بلانکو در خط مياني و فرانکو در خط حمله، ستونهاي موفقيت مکزيک هستند. سرمربي اين تيم خاوير آگيره، مربي اسبق اتلتيکو مادريد است که پس از برکناري اسون گوران اريکسون به خوبي توانست تيمش را جمع کند و به جام جهاني رهنمون سازد. هدف مکزيکيها خيلي واضح است آنها ميخواهند بيشتر از چهار بازي در جام جهاني انجام بدهند کاري که در چهار دورهي قبلي جام جهاني موفق به آن نشدهاند و در دور اول حذفي کنار رفتهاند. البته اين تيم در دو دوره 1970 و 1986 که ميزبان بوده توانسته است به يک چهارم نهايي جام برسد.
اروگوئه - فرانسه
اما بازي دوم فردا هم در ورزشگاه گرين پوينت و بين دو تيم اروگوئه و فرانسه برگزار ميشود. فرانسه در رتبهي دهم رنکينگ فيفا قرار دارد و سابقهي 12 بار حضور در جام جهاني را دارد. لقب آنها "آبيها" است. فرانسويها در دورههاي گذشتهي جام جهاني نتايج قابل قبولي گرفتهاند در حالي که قبل از جام جهاني 98 هيچ وقت فيناليست نشده بودند، در سه دورهي اخير دو بار به ديدار پاياني راه يافتهاند. که در سال 98و در حالي که ميزبان بودند با عنوان قهرماني و در دوره قبلي با مقام نايب قهرماني به کارشان پايان دادند. آيا حضور نسل جديد ستارههاي فرانسوي هم ادامهي اين راه است يا آنها دست از پا درازتر به خانه بر ميگردند، آن هم در شرايطي که سرمربي لجباز فرانسويها سمير نصري و کريم بنزما را هم با خود به آفريقا نياورده تا ثابت کند هيچ توجهي به انتقادات ندارد. آبيها روي کاغذ تيم پرستارهاي دارند. بازيکنان اين تيم در رئال مادريد، چلسي، بارسلونا، آرسنال، ليون و ... توپ ميزنند. نقطهي قوت اين تيم در خط حمله و حضور آنري، ريبري، آنلکا است اما در دفاع هنوز آن ثبات لازم را ندارند حتي با وجود حضور ويليام گالاس. فرانسه ميخواهد به جمع چهار تيم برتر جام راه يابد حتي اگر مربي درجه اولي نداشته باشد که اين بازيکنان بزرگ را هدايت کند.
کاپيتان فرانسويها تيري آنري است که با به ثمر رساندن 51 گل بهترين گل زن تاريخ اين تيم است. ضمن اينکه فرانک ريبري هم اگر آماده باشد ميتواند کليد کار فرانسويها تلقي شود.
اما در آن سوي ميدان اروگوئهاي حضور دارد که در رتبهي هجدهم رنکينگ فيفا قرار دارد. آنها 10 بار سابقهي حضور در جام جهاني را دارند و لقبشان آبي آسمانيها است. خط دفاع پرقدرت و تسلط روي توپهاي هوايي از نکات قوت اين تيم است و البته از نقاط ضعف اين تيم هم ميشود به بيثباتي و غيرقابل پيشبيني بودنشان اشاره کرد. واشنگتن تابارس، مربي با تجربهي اروگوئهايها به سيستم (3-3-4) علاقهي خاصي دارد و در ترکيب تيم او مهاجم اتلتيکو مادريد يعني ديگو فورلان نقش مهمي دارد. فورلاني که محبوبترين بازيکن فعلي اروگوئه است. حرف از قهرماني اين تيم که منطقي نيست اما راهيابيشان به يک چهارم نهايي عالي است.

سيد امين ساداتي - "دليل جدايي من از داماش فقط به اين خاطر بود که ميخواستم در ليگ برتر بازي کنم و نميخواستم به ليگ يک بروم چون شرايط سنيام طوري است که بايد در ديد باشم."
رضا مهدوي، کاپيتان سابق داماش گيلان با ذکر اين مطلب افزود: "البته شرايط داماش هم خوب بود و من هم تيم شهرم را دوست دارم و هيچ وقت هم به خاطر پول به استيل آذين نرفتم بلکه ميخواستم در ليگ برتر باشم."
وي ادامه داد: "داماش ميتواند ليگ برتري شود چون در نيم فصل دوم نتايج خوبي گرفته است البته اين تيم ميتوانست نتايج بهتري هم در مجموع بگيرد اما دوست دارم تيم شهرم دوباره ليگ برتري شود تا شايد بتوانم باز هم به تيم شهرم خدمت کنم."
هافبک استيل آذين جدايي خود را از تيم قطعي دانست و گفت: "حدود 20 بازي براي استيل آذين انجام دادم اما برايم راضي کننده نبود و اميدوار بودم بازي بيشتري به من برسد البته در اوايل فصل مصدوم بودم و نميتوانستم بازي کنم."
مهدوي با ذکر اينکه استيل آذين ميتوانست به رتبهي بالاتري در ليگ برتر برسد گفت: "اگر خط دفاعي ما عملکرد بهتري داشت و گلهاي کمتري ميخورديم مسلما به نتايج بهتر و در مجموع به رتبهي بهتري در ليگ برتر ميرسيديم. ضمن اينکه برکناري استيلي هم به نظر من اصلا کار درستي نبود و مديران استيل آذين با برکناري او تصميم اشتباهي گرفتند چون استيلي تيم را خيلي بهتر ميشناخت."
وي ادامه داد: "البته يک مساله ديگر هم در استيل آذين وجود دارد و آن هم اين است که بيشتر به اسمهاي بزرگ توجه ميشود و تمرينات و آمادگي بازيکنان کمتر مورد توجه قرار ميگيرد و اين مورد هم به تيم ما ضربه زد."
وي خريدهاي زياد استيل آذين را ضامن قهرماني اين تيم ندانست و افزود: "البته اينکه تيمي بهترين بازيکنان ليگ يا جمعي از آنها را در اختيار بگيرد درصد موفقيتش را بالا ميبرد اما تنها ضامن موفقيت نيست چون هماهنگ کردن بازيکنان و هارموني تيم خيلي مهم است و يک تيم براي قهرماني بايد شخصيت لازم را هم داشته باشد، ضمن اينکه مقام پنجمي فصل قبل هم براي استيل آذيني که تازه ليگ برتري شده بود، نتيجهي چندان بدي هم نبود هر چند ميتوانست نتايج بهتري بگيرد."
کاپيتان سابق داماش گيلان بر لزوم حمايت از تيمهاي خصوصي تاکيد کرد و افزود: "در دو فصل اخير چهار تيم خصوصي از ليگ برتر به ليگ يک سقوط کردهاند و اين اصلا براي فوتبال ما که متکي به دولت است، خوب نيست.اميدوارم از تيمهاي خصوصي حمايت بيشتري شود تا فوتبالمان رشد بيشتري کند."

سيد امين ساداتي - اين روزها خيلي از فوتبالدوستان گيلاني نگران وضعيت ملوان هستند. مصاحبههاي چند ملواني مبني بر اينکه "ملوان در فصل آينده براي سقوط نکردن ميجنگد" هم مزيد بر علت شده است تا بر نگرانيهاي دوستداران ملوان افزوده شود.
وقفههاي قابل پيش بيني ليگ
هميشه شاهد وقفه در برگزاري منظم ليگ برتر فوتبال کشورمان بودهايم. اين وقفهها به دليل برگزاري اردوي تيم ملي در خارج از کشور، شرکت تيم ملي در تورنمنتهاي دوستانه و ... بوده است که البته خيلي از آنها غير قابل پيشبيني بودهاند و البته مسوولان سازمان ليگ نميدانستهاند که بايد در چنين تاريخي ليگ را تعطيل کنند اما ليگ امسال دو وقفهي قابل پيشبيني شامل حضور تيم ملي ايران در بازيهاي آسيايي گوانجو و همچنين جام ملتهاي آسيا دارد. به همين دليل مسوولان سازمان ليگ تصميم گرفتهاند ليگ امسال را زودتر شروع کنند و به احتمال زياد تاريخ شروع ليگ، هفتم مرداد ماه خواهد بود.
آغاز زودتر تمريناتطبيعي است که وقتي قرار باشد ليگ زودتر آغاز شود، پس تمرينات تيمهاي مختلف ليگ هم بايد زودتر شروع شود. چون حداقل سه هفته براي بدنسازي تيم زمان ميبرد، کار با توپ، انجام تمرينات تاکتيکي و برگزاري مسابقات تدارکاتي از آسان به دشوار از ديگر مراحل آماده سازي تيمها خواهد بود اما آيا بستر شکلگيري چنين روندي در ملوان فراهم است؟
جدايي مهرههاي کليديفرهاد پورغلامي چند ماه پيش اشارهاي به لزوم تمديد قرارداد با بازيکنان کليدي ملوان کرده بود اما انگار کسي حرفهاي او را جدي نگرفت. پورغلامي حتي از مسوولان ملوان درخواست کرده بود که در فکر تمديد قرارداد با بازيکنان کليدي ملوان باشند. اتفاقي که هرگز نيفتاد چون پيش زمينهي تمديد قرارداد، تسويه حساب مالي بازيکن با باشگاه است. آيا بازيکنان ملوان با باشگاه خود تسويه حساب کردهاند؟ مسلما بازيکني که تسويه حساب نکند وهنوز از باشگاه خود طلبکار باشد، نميتواند با فراغ بال تصميم بگيرد. در همين راستا بود که فيليپه آلوز دسوزا به استقلال پيوست و سيد جلال رافخايي سر از ذوب آهن اصفهان درآورد.
پژمان نوري، هادي تاميني و بابک پورغلامي هم بازيکنان آزاد هستند و به غير از بابک پورغلامي که برادرزادهي فرهاد پورغلامي است احتمال جدايي نوري و تاميني هيچ بعيد نيست.
تاوان تعلل
اگر تيمي مثل ذوب آهن اصفهان دو فصل پياپي نايب قهرمان ليگ ميشود و اين فصل به جمع هشت تيم برتر آسيا هم راه مييابد، حتما دلايل مختلفي دارد که يکي از آنها حفظ اسکلت اصلي تيم و تقويت نقاط ضعف است. صد البته اين يک اصل غيرقابل انکار براي موفقيت هر تيمي است. ملوان هم از اين قاعده مستثني نيست. اما جالب اينجاست که حتي اگر ترکيب ملوان حفظ ميشد اين تيم باز هم نقاط ضعفي داشت که بايد ترميم مي شد حالا تصور کنيد که با جدايي فيليپه و رافخايي و متعاقب آن رفتن تاميني و نوري اين تيم با چه خلاءهاي بزرگي رو به رو خواهد شد. حتي با حضور اين دو هم ملوان در دفاع مياني و خط مياني به دو بازيکن شش دانگ احتياج دارد و مسلما با جدايي پژمان و هادي اوضاع خيلي بدتر خواهد شد. حالا بگذريم از اينکه ملوانان در بعضي از پستهاي حساس مثل دروازهباني با مشکل روبه رو هستند و مسلما در کنار رحيمزاده نياز به حضور يک دروازهبان با کيفيت احساس ميشود که تيم شمالي براي پشت سرگذاشتن يک فصل فرسايشي با مشکلات عديده در اين ژست مواجه نشود. يا در پست دفاع چپ که در بعضي از بازيها پاشنهي آشيل ملوان بود و لزوم تقويت اين پست هم احساس ميشود.
چالشهاي ملوان
در روزهاي مهم نقل و انتقالات بازيکن در ليگ برتر کشورمان، تيم محبوب و پرطرفدار گيلاني با استعفاي مديرعامل و جدايي بازيکنان کليدي خود مواجه ميشود و هيچ تلاشي هم از سوي مسوولان ملوان در راستاي حفظ بازيکنان کليدي، ترميم نقاط ضعف و کم کردن از ميزان نگرانيهاي طرفداران دو آتيشهي ملوان ديده نميشود. تنها نکته مثبت را ميتوان دادن حکم مشاور به "بهمن صالحنيا" دانست که نيازي به معرفي ندارد و زحماتش براي ملوان در طول چند دهه بر کسي پوشيده نيست.

سيد امين ساداتي - به منظور دلجويي و عيادت از حسين کمالي، يکي از طرفداران قديمي تيم فوتبال سپيدرود رشت محمدرضا قاسمي، رييس شوراي شهر رشت و سرپرست هيات فوتبال گيلان به اتفاق رسول حقدوست، دبير هيات فوتبال گيلان در منزل وي حضور يافتند.
در اين ديدار قاسمي ضمن دلجويي از حسين کمالي لزوم توجه و رسيدگي به مشکلات دوستداران قديمي فوتبال که از سرمايههاي واقعي اين رشته ورزشي هستند را مورد تاکيد قرار داد.
رييس شوراي شهر همچنين تاکيد کرد: جامعه ورزشي گيلان وظيفه خود دانسته تا با يادآوري خاطرات اين عزيزان زحمات آنان را در تشويق تيمهايي همچون باشگاه سپيدرود رشت که يکي از ريشهدارترين و قديميترين تيمهاي گيلان و ايران بوده، پاس دارد.
در اين ديدار رسول حقدوست، دبير هيات فوتبال گيلان نيز با اشاره به ديدار خود از اين پيشکسوت ورزش گيلان تاکيد کرد:با توجه به تراکم فعاليتهاي رييس شوراي شهر رشت ديدار وي از اين پيشکسوت فوتبال شايد يکي از ايثارگريها و اتفاقات نادر در بخش ورزش باشد. لازم به يادآوري است باني اين ديدار و ملاقات سرپرست و دبير هيات فوتبال گيلان از حسين کمالي، گلمير ساداتي، عکاس رسانههاي گروهي بودند که جا دارد از توجه و زحمات نامبرده تقدير شود.
سيد امين ساداتي - در روزي که بيش از هشت هزار تماشاگر مشتاق به ورزشگاه شهيد عضدي رشت آمده بود تا با حمايت از تيم گيلاني، داماش را در مسير پيروزي قرار دهد،شاگردان فيروز کريمي بازي بزرگ را بردند تا همچنان اميدوارانه به صعود به ليگ برتر نگاه کنند.
.jpg)
جدال 6 امتيازي
ديدار داماش - برق يک ديدار شش امتيازي بود و حساسيت بسيار بالايي داشت. چه آنکه اگر برق به پيروزي ميرسيد علاوه بر حفظ صدرنشيني، اختلاف امتيازياش با داماش را به شش امتياز ميرساند. نتيجه تساوي هم اختلاف سه امتيازي دو تيم در جدول را حفظ ميکرد و پيروزي داماش هم دو تيم را در جدول همسايه ميکرد. داماش پيش از اين هم يک ديدار شش امتيازي را از تيم نفت در تهران برده بود تا دوباره در جايگاه يک تيم مدعي ظاهر شود.
افزايش قابليتهاي فني
روند امتيازگيري داماش در نيم فصل دوم مطلوب بوده است. به طوري که اين تيم که در پايان نيم فصل اول در رتبههاي نازل پنجم، ششمي گروه ب ليگ يک قرار گرفته بود، با امتيازهاي حساسي که به دست آورده است، در فاصلهي پنج هفته تا پايان مسابقات، هم امتياز با نفت و برق شيراز شده و به دليل تفاضل گل، در ردهي دوم جدول ايستاده است. اين درست که به بازي زيبا امتياز نميدهند و انتقادي هم بر داماش وارد نيست که چرا بازي زيبا انجام نميدهد. اما اين تيم مسلما بايد در پي افزايش قابليتهاي فني خودش براي پنج بازي آينده باشد.
"تيم ورک" يا "کار گروهي" در داماش بايد تقويت شود. خط دفاعي بايد ترميم شود و انسجام "سازمان دفاعي" داماش بايد مورد توجه قرار گيرد.
ديدارهاي آينده
داماش بازيهاي سخت خود را پشت سر گذاشته و با تمام تيمهاي مدعي گروه خود بازي دارد. البته هر چند در ليگ يک بازي آساني وجود ندارد اما بايد گفت تيم فيروز کريمي در جدال با تيمهاي بالاي جدول به امتيازات و جايگاه خوبي در جدول رسيده است. داماش در هفتههاي آينده در تبريز به مصاف گسترش فولاد،در رشت به مصاف شن ساي اراک، در کرمانشاه به ديدار شيرين فراز،در رشت روياروي فولاد نوين اهواز و در تهران مقابل مهرکام پارس تهران قرار ميگيرد. در اين رهگذر بايد ديدار با گسترش فولاد تبريز را سختترين ديدار قلمداد کرد،تيمي که با رسيدن به فينال جام حذفي کشور، ثابت کرد که تيم خوبي است و با فرهاد کاظمي ميتواند براي هر تيمي دردسرساز شود. اما برعکس داماش،تيمهاي مدعي گروه ب در ديدارهاي هفتههاي آينده کم و بيش بايد به مصاف هم بروند که اين امر به نفع داماش خواهد بود. به عنوان مثال در هفتهي آينده يعني هفتهي بيست و دوم،آلومينيوم هرمزگان در تهران ميهمان نفت خواهد بود و برق شيراز هم از نساجي مازندران پذيرايي خواهد کرد که در واقع هر دو بازي به نوعي شش امتيازي و فينال گونه خواهد بود. يا در هفتهي بيست و سوم که نفت در تهران ميزبان برق شيراز است. در همين راستا به ديدار برق در شيراز با آلومينيوم هرمزگان در هفتهي بيست و چهارم ميتوان اشاره کرد. البته نفت هم در همين هفته بايد در تبريز به مصاف گسترش فولاد تبريز برود. ضمن اينکه گسترش فولاد در هفته بيست و پنجم ميهمان برق شيراز و در هفته آخر هم ميزبان آلومينيوم است.
مروري بر هفته آتي
داماش در هفتهي آينده ميهمان تيم گسترش فولاد تبريز است و به نظر نميرسد که کار راحتي در پيش داشته باشد. اما در همين هفته آلومينيوم با نفت در تهران، برق با نساجي در شيراز، مهرکام با کوثر در تهران، فولاد با پتروشيمي اهواز، شن سا با مس در اراک و شيرين فراز با گل گهر در کرمانشاه مصاف خواهد داد. به نظر ميرسد صرف نظر از هر نتيجهاي که داماش در تبريز کسب خواهد کرد (البته اگر بازي داماش به دليل حضور گسترش فولاد در فينال حذفي به تعويق نيفتد)، نتيجه تساوي دوبازي نفت - آلومينيوم و برق شيراز - نساجي به نفع داماش خواهد بود. نهايتا اينکه الان سرنوشت داماش دست خودش خواهد بود.

سيد امين ساداتي - هفته پاياني ليگ برتر فوتبال کشورمان عصر امروز با برگزاري شش بازي پيگيري ميشود که در مهمترين بازيها پرسپوليس در ورزشگاه آزادي ميزبان سپاهان اصفهان است. البته ديدار دو تيم حيثيتي است و از لحاظ نتيجه تاثيري در سرنوشت دو تيم در ليگ ندارد. اما در دو بازي حساسيت موج ميزند يکي ديدار راه آهن شهر ري و مقاومت سپاسي شيراز در ورزشگاه اکباتان تهران و ديگري ديدار پاس همدان و تراکتورسازي در ورزشگاه قدس همدان، چرا که نهايتا از بين سه تيم مقاومت، راهآهن و پاس يک تيم دسته يکي ميشود.
پرسپوليس - سپاهان
سرنوشت قهرمان ليگ مشخص شده است و سپاهان با شايستگي به اين عنوان دست پيدا کرده و بر جام قهرماني بوسه زده است. از سوي ديگر پرسپوليس هم که با برکناري کرانچار و به خدمت گرفتن دايي به دنبال تثبيت همان مقام سومي يا بالاتر بود،در دست يابي به اين هدف ناکام بوده و در خوشبينانهترين حالت به مقامي بهتر از چهارمي دست نخواهد يافت. البته اگر تساوي يا باخت پرسپوليس به سپاهان با پيروزي استيل آذين در اهواز مقابل استقلال توام شود،پرسپوليس پنجم خواهد شد. در مجموع اين بازي در نگاه اول اصلا حساسيتي ندارد اما دايي و قلعه نويي هرگز دوست ندارند در آخرين بازي فصل مقابل هم بازنده باشند. يادآوري آرشيو دعواهاي رسانهاي اين دو از زماني که دايي توسط قلعه نويي از تيم ملي کنار گذاشته شد هم بر حساسيت بازي دامن ميزند. ضمن اينکه "کري" هواداران دو تيم در چند سال اخير را هم نبايد فراموش کرد.
راه آهن - مقاومت
شايد مقاومتيها تا همين چند هفته پيش هم فکرش را نميکردند که در هفته آخر ليگ، سومين تيمي باشند که بيشترين احتمال سقوط از ليگ برتر در مورد آنها تخمين زده شود. آنها در ابتداي ليگ چندين هفته با داوود مهابادي صدرنشين بودند اما همين مربي اين تيم را در سراشيبي سقوط قرار داد و حضور ديرهنگام محمداحمدزاده هم بر سر اين تيم بيمار و بيروحيه نتوانست "شوک" لازم را ايجاد کند. در واقع احمدزاده نيازي به ريسک نداشت و نبايد با اعتبار خودش بازي ميکرد. البته هنوز چيزي براي او و شيرازيها تمام نشده است. آنها ميتوانند در بازي آخر، سختترين بازي عمرشان را با پيروزي تمام کنند و در ليگ برتر ماندگار شوند. البته راهآهن هم اصلا دلش نميخواهد به ليگ يک سلام کند. به همين دليل در اين بازي خانگي، تمام تلاش خود را خواهد کرد که حداقل بازنده نباشد. چون راه آهن حتي با کسب يک تساوي هم حضورش را در ليگ برتر فصل آينده قطعي خواهد کرد.
پاس همدان - تراکتورسازي
پاس هم که در نيم فصل دوم ليگ با علي اصغر مديرروستا متحول شد و توانست از ته جدول جدا شود، در آخرين بازي فصل خطر سقوط به ليگ يک را احساس ميکند به همين دليل پاسيها تمام تلاش و توان خود را در مقابل تراکتورسازي به کار خواهند گرفت تا فصل بعد هم ليگ برتري باشند. به نظر نميرسد تراکتورسازان انگيزهي زيادي براي اين بازي داشته باشند اما آنها بايد جوانمردانه بازي کنند.
صباي قم - سايپا
دو تيم نه سهميه آسيايي ميگيرند و نه سقوط ميکنند پس بازيشان حساسيتي ندارد و فقط به دنبال تثبيت جايگاهشان در جدول هستند. صبا در هفتههاي اخير روند رو به رشدي داشته است. عملکرد سايپا هم چنين بوده است.
شاهين بوشهر - فولاد خوزستان
اين ديدار تقابل دو تيمي است که با هزار سختي در ليگ برتر ماندگار شدند و در واقع اين بازي جشن بقايشان در ليگ برتر است. نتيجه اين بازي تاثيري در بقاي دو تيم ندارد و آنها با آرامش خاطر بازي ميکنند.
استقلال اهواز - استيل آذين
اين ديدار هم يک بازي بدون حساسيت است. از يک طرف استقلال اهواز به ليگ يک سقوط کرده و انگيزهاي ندارد. از سوي ديگر استيل آذين با تمام ستارههاي ميلياردياش ره به جايي نبرده، و در کسب سهميه آسيايي ناکام بوده است.

سيد امين ساداتي-"هواداران سرمايه اصلي هر تيمي از جمله ملوان هستند. آنها حق دارند نسبت به عملکرد تيمشان واکنش نشان دهند. اگر روزي هم عليه من شعار دهند، استعفا ميدهم اما مثل بعضيها، ديگر برنميگردم."
اين جملات بخشي از صحبتهاي مدير فعلي ملوان در زمان دعواي رسانهاي با محمد احمدزاده بود. البته او ميتواند صحت اين گفتهها را تکذيب کند و بگويد که اصلا چنين حرفهايي را بر زبان نياورده است. او ميتواند از مديريت بحران سخن بگويد اما بعضي واقعيتها نياز به تاييد و تکذيب کسي ندارد.
آفتاب آمد، دليل آفتاب
وقتي ملوان در انزلي گل سوم را از صباي قم دريافت کرد و به واقع بايد گفت که"تحقير" شد، کاسهي صبر هواداران ملوان لبريز شد و نوک پيکان انتقادات را به سمت"اردشير پورنعمت" نشانه گرفتند و از او خواستند که ملوان را رها کند. اين اتفاق در حالي رخ داد که تماشاچي"فوتبال فهم" ملوان به خوبي از ضعفهاي فني تيمش هم آگاهي دارد و مسلما ميداند که فرهاد پورغلامي هم با مهره چيني بد و بيرون گذاشتن مهرداد اولادي، حسين ابراهيمي و آدريانوآلوز در غياب فيليپه دسوزاي محروم و ميدان دادن به هادي عزيز جوان و کم تجربه، سهم بزرگي در کسب اين نتيجه ضعيف داشته است. ضمن اينکه"بيانگيزگي" هم توجيه"نخ نما" شدهاي است که نميشود به آن استناد کرد چه آنکه هوادار ملوان هرگز بيانگيزگي بازيکنان تيم محبوبش و حفاظت از ساقهايشان براي قرارداد فصل بعد را نميپذيرد و انتظار دارد که ملوانان با تعصب بازي کنند. در عين حال بايد عنوان کرد که صباي قم هم نه به سهميه آسيايي ميرسيد و نه سقوط ميکرد.
نقطهي حساس
هوادار ملوان دست روي نقطهي حساسي گذاشت. مدير ملوان حتي اگر اين"نقل قول" ها را تکذيب کند، استعفا ندهد و اصرار بر ماندن داشته باشد، نميتواند شعارهاي تند هواداران ناراضي ملوان عليه خودش و عملکردش را تکذيب کند. در واقع هواداران ملوان"مشکل اصلي" ملوان را در"مديريت" او جست و جو کردند و عليرغم اعتقاد به ضعفهاي فني کادر فني تيم، مدير ملوان را مقصر اصلي ناکاميهاي دو ماههي اخير تيم شمالي دانستند. تيمي که با خوردن 6 گل از استيل آذين و صباي قم در انزلي و پذيرفتن 8 گل در مجموع دو بازي ليگ و جام حذفي از مس کرمان به واقع"تحقير" شد و غرور هواداران ملوان را شکست. پرواضح است که اين تيم "انسجام" لازم را ندارد و از مشکلات فني و ساختاري زيادي رنج ميبرد. اما جالب اينجاست که"مدير" تيم "سيبل" ميشودو از او خواسته ميشود که تيم را رها کند.
چرا اين اتفاق افتاد؟
ملوان اگر فصل بعد هم در ليگ برتر بماند، مديون امتيازات حساسي است که احمدزاده تا پيش از برکناري براي اين تيم کسب کرده بود و تيم شمالي را در جايگاه هفتمي قرار داده بود اما مزد زحمات او با"برکناري" همراه شد. ساده انگارانه است اگر به اين نتيجه رسيده باشيم که سرمربي سابق ملوان خودش با موضع گرفتن عليه مديريت ملوان، زمينهي اين برکناري را فراهم آورده است. چون هيچ مربياي اگر شرايط و بستر کار برايش فراهم باشد و از طرف مديريت حمايت شود، راضي به استعفا و البته افشاگري نميشود و امروز هوادار ملوان اعتراض خودش به"ضعف مديريت" در ملوان را با کمي تاخير بدين گونه بروز ميدهد و شايد اگر موقعيت حساس و بدون ثبات ملوان در هفتههاي گذشته و در نيمه پاييني جدول نبود، هواداران ملوان خيلي زودتر از حد تصور، اعتراضات خود را علني ميکردند.
حق با تماشاگر است
واقعيت اين است که آتش زيرخاکستر در ملوان زبانه کشيده است و اگر هم هفته آينده ملوان باز هم با نتيجهي سنگيني شکست بخورد اين آتش شعلهورتر هم خواهد شد و به ويژه آنکه ملوان در اصفهان بازي فوقالعاده سختي مقابل ذوب آهن خواهد داشت. چون از طرفي ملوانان در سالهاي اخير هميشه در اصفهان و مقابل ذوب آهن به مشکل برخوردهاند و از طرفي ديگر تيم اصفهاني براي قرار گرفتن در جايگاه دومي ليگ و کسب سهميه آسيا، با تمام توان مقابل ملوانان خواهد ايستاد.

سيد امين ساداتي - ديدار اول ردهبندي مرحلهي پلي آف ليگ برتر واليبال ايران عصر امروز در شرايطي برگزار ميشود که هر دو تيم خوب داماش گيلان و کالهي آمل از صعود به بازي فينال بازماندهاند. داماش و کاله عليرغم ارائه بازيهاي خوب و تماشاگر پسند مقابل سايپا و پيکان نهايتا در دو بازي رفت و برگشت مغلوب اين دو تيم مدعي ليگ برتر واليبال ايران شدند آن هم در حالي که داماش در رشت بازي را به ست پنجم کشاند و با بدشانسي مقابل سايپا باخت را پذيرفت. کاله هم به خاطر محروميت تماشاگران خود،بدون حضور تماشاگر بازي برگشت را مقابل پيکان برگزار کرد و نهايتا در ست پنجم مغلوب پيکان شد و امروز اين دو تيم خوب شمالي اولين ديدار مرحلهي رده بندي را برگزار ميکنند.
شرايط مسابقهشرايط اين ديدار طوري است که هر دو تيم ناراحت از عدم راهيابي به مسابقه فينال هستند و مسلما جدال رده بندي آن حساسيت مرحلهي نيمه نهايي را ندارد اما به هر حال هر دو تيم داماش و کاله دوست دارند به خاطر عدم راهيابي به فينال، حداقل در سکوي ليگ قرار بگيرند تا حداقل دل هواداران متعصب خود را شاد کنند به خصوص هواداران داماش گيلان که عليرغم شکست مقابل سايپا براي حسين معدني و تيمش سنگ تمام گذاشتند و به شدت داماش و معدني را تشويق کردند. به همين دليل حسين معدني و شاگردانش ميخواهند با ارائه بازيهاي مطلوب در بازيهاي رفت و برگشت مقابل کاله، بتوانند بر سکوي سوم ليگ قرار بگيرند و جواب حمايتهاي هواداران خود را بدهند. کالهاي که البته تيم قابل احترامي است و به مانند داماش، حذف در نيمه نهايي مقابل پيکان چيزي از ارزشهاي فني تيم کاله را کم نميکند. به خصوص که اين تيم در دو بازي رفت و برگشت ليگ هم مقابل داماشيها به پيروزي رسيده و از يک برتري رواني نسبي سود ميبرند.
نظرات سرمربي دو تيم
حسين معدني، سرمربي تيم داماش گيلان در مورد بازي با کاله گفت: "بازي با کاله بازي سختي است. ما تمام تلاش خودمان را براي راهيابي به فينال انجام داديم اما عدم راهيابي به فينال در روحيه بچههاي تيممان به شدت تاثيرگذاشت چون حق ما حضور در بازي نهايي بود و ما شرمندهي هواداران خونگرم داماش شديم که حتي بعد از بازي هم ما را مورد حمايت قرار دادند به همين دليل تصميم داريم که مقابل کاله هم با تمام توان ظاهر شويم هر چند ميدانيم که کاله تيم بسيار خوبي است و با برتري در دو بازي رفت و برگشت مقابل ما،از لحاظ روحي - رواني برتري نسبي را احساس ميکند اما با همه اين تفاسير هم ما نهايت تلاش خودمان را انجام ميدهيم."
بهروز عطايي، سرمربي کاله آمل هم گفت: "از نظر ما بازي سنگيني است. به نتيجه بازي رفت و برگشت ليگ مقابل داماش هم کاري نداريم. چون هر بازي شرايط خاص خودش را دارد چون مسلما داماشيها هم از آن دو باخت، درسهايي گرفتهاند و با ديدگاهي متفاوت به اين بازي ميآيند. ضمن اينکه داماش تيم قدرتمندي است و کادر فني مجربي هم دارد. اما به هر حال ما هم تمام تلاشمان را انجام ميدهيم. هر چند بازي رده بندي آن حس ديدار نيمه نهايي را ندارد."
عطايي ادامه داد: "دو تيم از لحاظ کيفيت به هم نزديک هستند و به شخصه داماش را تيم قدرتمندي ميدانم. ضمن اينکه اين تيم، تماشاگران متعصب و فهيمي دارد. نهايتا اميدوارم بازي زيبا و تماشاگر پسندي شود."

سيدامين ساداتي - با اينکه به مرز 70 سالگي نزديک شده است اما هنوز دود از کنده بلند ميشود و بهمن صالحنيا همچنان سرشار از شور و انرژي است. او حتي مثل سي سال قبل اشتياق دارد تا سرمربي يک تيم بزرگ مثل ملوان باشد،لباس ورزشي بپوشد و تمرينات متنوعي را طراحي کند. گزاف نيست اگر بگوييم نام فوتبال گيلان با نام بهمن صالحنيا عجين شده است و آناني که ملوان را "شناسنامه فوتبال گيلان" ميدانند او را هم "پدر فوتبال گيلان" خطاب ميکنند. با بهمن صالح نيا همکلام شديم و از فوتبال ايران و ملوان پرسيديم که ماحصل آن پيش روي شماست.
آيا به نظر شما ايران با هدايت قطبي ميتواند در جام ملتهاي آسيا به نتايج خوبي برسد؟موفقيت و صعود تيم ما از گروه خودش، علاوه بر خيلي از فاکتورها به مسايل فرهنگي و انضباطي هم برميگردد. چون در فوتبال کشورمان شاهد خود بزرگ بيني و بازيکن سالاري هستيم. ضمن اينکه يکي از ايرادات بزرگ فوتبال ما، عدم توجه به تاکتيکپذيري بازيکنان است. علاوه بر آن من برخلاف بعضيها گروه تيم ملي را اصلا آسان نميبينم و معتقدم قطبي کار سختي پيشرو دارد و صعود ما به دور دوم بايد يک اتفاق باشد. من بعيد ميدانم ايران با قطبي موفق باشد هر چند به عنوان يک ايراني آرزوي موفقيت براي تيم ملي دارم.
سپاهان در ليگ قهرمان شد اما از دور اول ليگ قهرمانان کنار رفت و حذف گرديد. به نظر شما چرا قهرمان ليگ ايران در آسيا ناکام بود؟
به نظر من بازيکنان سپاهان در آسيا با غرور بازي کردند و دچار خود بزرگبيني بودند. ضمن اينکه اشتباهات فردي بازيکنان سپاهان هم بلاي جان اين تيم شده بود. البته قلعه نويي نشان داده است که اگر ابزار داشته باشد در ليگ داخلي موفق خواهد بود و همين طور شد و سومين قهرماني خودش را در ليگ برتر جشن گرفت.
آيا از بين سه تيم مس، ذوب آهن و استقلال، نمايندهاي در مراحل پاياني ليگ قهرمانان آسيا خواهيم داشت؟
من فکر نميکنم. چون فوتبال ما حرفهاي نيست واز لحاظ امکانات، مديريت و ... در آن جايگاهي نيستيم که مثلا انتظار داشته باشيم تيمي از ايران در فينال ليگ قهرمانان حاضر باشد.
نميشود با بهمن صالحنيا صحبت کرد اما از ملوان نپرسيد. عملکرد پرفراز و نشيب ملوان را در اين فصل چگونه ارزيابي ميکنيد، با توجه به اينکه امسال هم اين تيم در نهايت براي سقوط نکردن جنگيد، در صورتي که با کمتر شدن مشکلات مالي انتظار بيشتري از ملوان ميرفت. نه؟
اگر ما نتوانيم اتحاد و همسويي بين بازيکن، مربي و کادر مديريت را حفظ کنيم، مطمئن باشيد به مشکلاتي مثل مشکلات اين فصل ملوان برميخوريم. امسال تنها سالي بود که ما ميتوانستيم در ردهاي قرار بگيريم که در شان ملوان باشد ولي متاسفانه عدم تفاهم و عدم تفکر صحيح عزيزان و کساني که واقعا طرح اين برنامه را ريخته بودند،باعث اين روند ملوان شده.
منظورتان کدام برنامه است؟
اختلاف بين کادر مربي و هيات مديره و نکتهنظراتي که تاثيرات منفي در روحيات بازيکنان گذاشت. متاسفانه گذشت از هر دو سو مشاهده نشد و حال آنکه اين آقايان بايد ميدانستند که اين تيم متعلق به شهر انزلي است. مردم عاشق اين تيم هستند. مردم انزلي نتايج خوب را از ملوان ميخواهند.
يک بحث ديگر هم در مورد پورغلامي وجود دارد که به دو نظريه در مورد او اشاره ميکند. نظريه اول اينکه او مربي جوان و آينده داري است و با توجه به شناختي که از ملوان داشته و تجربيات ارزندهاي که در کنار احمدزاده اندوخته است ميتواند مربي خوبي شود اما در نظريه دوم اين اعتقاد وجود دارد که او توان جمع کردن تيم در شرايط بحراني را ندارد،اعتقادي که با پنج - شش باخت پياپي ملوان در ليگ و جام حذفي به آن استناد ميشود.نظر شما چيست؟
خب دو گروه موافق و مخالف وجود دارد. اما من بسيار خوشحال شدم از تصميم هيات مديره ملوان از اينکه آقاي پورغلامي را انتخاب کردند و از آقاي پورغلامي هم جاي تشکر دارد که اين پيشنهاد را پذيرفت.
اما هر کس ديگري هم قبول ميکرد. نه؟
اجازه بدهيد. با توجه به روابط حسنه و تنگاتنگي که آقاي پورغلامي با آقاي احمدزاده داشتند،براي من تصور ناباورانهاي بود. ضمن اينکه آقاي پورغلامي از بدنه ملوان است. او سالها بازيکن و مربي ملوان بوده است. به نظر من اکثر بازيکنان گذشته ملوان ميتوانند مربي شوند.
البته بستگي دارد مربي چه تيمي و در چه ردهاي؟
بله حق با شماست. اما من واقعا خوشحالم که اين گزينه انتخاب شد. اگر غير از اين بود مطمئن بودم که ملوان اين نتايج را به دست نميآورد.
يعني بدتر از اين هم ميشد؟
بله، مثل همان سالي که من آمدم و به خانهي خودم برگشتم. وابستگيها را بايد قبول داشته باشيد. تيم را چه کسي بست؟
آقاي احمدزاده...بله همين است. چون اکثر بازيکنان وابستگي نزديکي به آقاي احمدزاده داشتند و اگر هر کس ديگري غير از پورغلامي ميبود، اين تيم مبتلا به همان مشکلاتي ميشد که من در سال 81 با آن روبه رو شدم. بله بدتر از اين هم ميشد و احتمال سقوط وجود داشت. واقعيت را بايد قبول کرد.
در جواب آنهايي که ميگويند پورغلامي براي سرمربيگري ساخته نشده و در حد سرمربيگري ملوان نيست، چه ميگوييد؟
فوتبال بازي لحظههاست و من در تيم نيستم که بدانم چرا بعضي از بازيکنان عملکردي اين گونه داشتند و انگار که بعضي از آنها دارند کم ميگذارند که البته شايد هم اين گونه نباشد.
يعني مشکل از بعضي بازيکنان بود نه پورغلامي؟
من ميگويم پورغلامي جزء خانواده ملوان است و مصلحت در اين بود که ايشان سرمربي ملوان شود.
پس مصلحت در اين بود؟
بله،واقعيت را بايد قبول کرد. اگر غير از اين بود ملوان در همين جايگاه فعلي هم قرار نداشت.
شايد هم مدير ملوان ميخواست برخلاف صحبتهاي احمدزاده ثابت کند که با کسي شام و نهار نخورده است. نه؟
من در اين مورد نميتوانم اظهارنظر کنم. چون چنين اعتقادي هم ندارم.
ولي اگر کسي غير از پورغلامي سرمربي ميشد، چنين استنباطي تصور ميشد، نه؟
بله. اين هم نظري است.
براي فصل آتي هم بايد چنين مصلحتي باشد؟
فصل آتي خيلي سختتر است و اگر تعامل بين اعضاي ملوان نباشد خيلي سختتر هم ميشود.
طبيعي است که به هر دليلي بعضي از بازيکنان اصلي ملوان را در فصل بعد در اين تيم نبينيم. ارزيابي شما چيست؟
خب اين مساله ميتواند مشکل ساز باشد و مسوولين ملوان قبل از پايان فصل بايد به فکر حفظ بازيکنان باشند. ضمن اينکه کار پايه در ملوان نبايد به صورت تشريفاتي باشد. سرمايه گذاري همراه با امکانات را بايد براي مربيان جوان فراهم کنيم. من در حال حاضر کار پايه ملوان را يک کار تشريفاتي ميبينم.
اصلا به نظر شما پورغلامي کاريزماي يک سرمربي را دارد؟ خيليها ميگويند او همچنان همان گرمکني را در بازيهاي ملوان ميپوشد که وقتي کمک احمدزاده بود و ...
کاري به او ندارم. اما يک سرمربي از هر لحاظ بايد اصولي را رعايت کند حتي آرايش کردن، صحبت کردن، لباس پوشيدن و ... و سرمربي به هر حال يک فرقي با مربي دارد.
